1- دیروز باید دخترم رو میبردم دکتر غدد اطفال . خودش همش میگه که قدش خیلی کوتاهه تو همکلاسیهاش و ما هم میگیم شاید تا کوچیکه بشه کاری کرد . ساعت چهار و نیم رسیدیم مطب ، انقدر شلوغ بود که حد نداره و وقت ما هم بین مریض بود خلاصه دردسرتون ندم ساعت هشت و نیم رسیدیم خونه . له و لورده بودم وقتی رسیدم خونه . حالا خانمی که میاد کمکم توی کارهای خونه مریض شده و همه کارهای خونه با خودمه . لباس رو رخت آویز خشک شده بود که باید جمع و اتو میشد . خونه باید جارو میشد ، دستشوئی باید شسته میشد و ظرفهای توی سینک شسته میشد . شام هم که جای خود . از بین همه این کارا زنگ زدم به آقای همسر و گفتم چند تا همبرگر از تو فریزر برداره و سرخ کنه و خودشون شام بخورن تا ما بیایم . رسیدم خونه دیدم آقای همسر رو مبل نشسته ، پرسیدم شام خوردین گفت نه گشنه مون نبود !!!! من میخواستم سرم رو بکوبم به دیوار اما کار عاقلانه تری کردم نشستم رو مبل و گفتم من که شام نمیخورم اگه شما میخورین برین همبرگر سرخ کنین که دیگه آقای همسر پا شد و همبرگر انداخت تو ماهیتابه و سالاد درست کرد و شام خوردن . اما به خدا انصاف نبود . صبح بهش گفتم دفعه بعد تو بچه ها رو ببر دکتر تا حداقل من کارهای خونه رو بکنم . گفت باشه .

2- اما چی میشه که اینهمه دکتر متخصص و فوق تخصص وجود دارن یکهو یکی اینطور سرش شلوغ میشه و مردم برای ویزیتش سر و دست میشکنن ؟ نمیدونم بقیه چطور اومده بودن اما ما دخترم رو برای رشد پیش یه فوق تخصص غدد دیگه بردیم و هیچ کاری نکرد پیش یه دکترای تغذیه هم بردیم فرق زیادی نکرد و دختر فامیلمون پیش این خانم دکتره میاد و قدش خیلی بلند شده ما هم گفتیم دیگه آخرین تلاشمون رو بکنیم .

3- من یه برنامه تو تلویزیون من و تو دیدم که برنامه خیلی موجهی بنظر میومد و کسی که اجراش میکرد خودش پزشک بود و برای اینکه هم یک مقدار وزنش بیاد پایین و هم ریسکهای سرطان و بیماری قلبی رو کم کنه رژیم 500 کالری گرفت . به این حالکه دو روز در هفته فقط 500 کالری میخورد . تو اینترنت سرچ کردم و تو سایت تبیان پیداش کردم و دیدم مبنای علمی داره . منم این رژیم رو شروع کردم و اولش خیلی سخت بود اما کم کم عادت کردم و حدود 3 کیلو کم کردم و خیلی راضی بودم . الان تموم شده اما میخوام دوباره شروعش کنم .

4- روز  و هفته و ماه و سالهای خوبی داشته باشین