این متن رو حتما همه خوندن . متن قشنگیه و چیزی که میخوام بنویسم بهش ربط داره برای همین اینچا کپیش میکنم :

دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای کیسه ایست .  

هول هولکی و دم دستی. این دوستی ها برای رفع تکلیف خوبند اما خستگی ات را رفع نمی کنند.  

این چای خوردنها دل آدم را باز نمی کند خاطره نمی شود فقط از سر اجبار می خوریشان که چای خورده باشی به بعدش هم فکر نمی کنی.    

دوستی با بعضی آدمها مثل خوردن چای خارجی است.  

پر از رنگ و بو .این دوستها جان می دهد برای مهمان بازی برای جوکهای خنده دار تعریف کردن. برای فرستادن اس ام اس صد تا یک غاز.برای خاطره های دم دستی. اولش هم حس خوبی به تو می دهند.  

این چای زود دم خارجی را می ریزی در فنجان بزرگ. می نشینی با شکلات فندقی می خوری و فکر می کنی خوشبحال ترین آدم روی زمینی.فقط نمی دانی چرا باقی چای که مانده در فنجان بعد از یکی دوساعت می شود رنگ قیر.  

یک مایع سیاه و بد بو که چنان به دیواره فنجان رنگ می دهد که انگار در آن مرکب چین ریخته بودی نه چای.  

دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای سر گل لاهیجان است.  

باید نرم دم بکشد.باید انتظارش را بکشی. باید برای عطر و رنگش منتظر بمانی باید صبر کنی.آرام باشی و مقدماتش را فراهم کنی باید آن را بریزی در یک استکان کوچک کمر باریک.

خوب نگاهش کنی. عطر ملایمش را احساس کنی و آهسته جرعه جرعه بنوشی اش و زندگی کنی
رابطه دوستی های شما از کدوم نوعه !

وقتی که ایران بودم با خودم فکر میکردم آخه چرا آدم باید با کسی دوست باشه که بود و نبودش براش فرقی نمیکنه ؟ اینجا که اومدم جوابش رو گرفتم . توی غربت تنهایی انقدر به هر کس فشار میاره که خیلیها حاضرند چای خارجی که سهله چای کیسه ای بخورن.

الان از یک مهمونی میام . یک مهمونی زنونه . اولن که من هیچ وقت اهل مهمونی زنونه نبودم و هنوز هم ازش بدم میاد . به غیر از این توی یک جمعی بودم که فکر میکردم هیچ علاقه ای ندارم باهاشون باشم . هیچ کدومشون هم ایرادی ندارن که بخوام رابطه ام رو باهاشون قطع کنم اما اون کلیک ارتباطی برقرار نمیشه .از هم صحبتی با هم بدم نمیاد اما بعدش فکر نمیکنم انرژی گرفتم . به نظر میاد این جمع فقط به منزله همون چای کیسه ای هست . هیچی بهتر از اون توصیفش نمیکنه .