چند تا فیلم گرفته بودم که ببینم یکیش مایکل کلیتون بود که با همسر گرامی نیم ساعتش رو دیدیم و بدجوری حوصله مون سر رفت و عوضش کردیم . فیلم بعدی رو که گذاشتیم Three Kings   با بازی شخص شخیص جرج کلونی بود . از اسمش آدم فکر میکنه به پادشاهان مصر و غیره مربوط میشه اما زمان و مکان جنگ در کویت و درست در زمان تموم شدن جنگ عراق و آمریکا ( به نمایندگی کویت ) بود  سه چهار تا سرباز آمریکایی به طور اتفاقی میفهمند که طلاهای کویت که توسط صدام دزدیده شده کجا مخفی شده و میخوان برن بدزدنش . اینو هم همسر گرامی خوشش نیمود و رفت سر کار و زندگیش اما من مثل خوره نشستم تا کم کم روند داستان تند شد و هیجانش زیاد شد . فیلم قشنگی بود . کویتیها و عراقیهای بیچاره رو که نشون میداد با خودم میگفتم ما که صد بار از اینها خوشبخت تر بودیم توی مملکتمون . آخر سر هم کویتیها انقدر زگیل این آمریکایی ها شدن که ما رو ببرین سر مرز ایران ول کنین تا ما پناهنده بشیم وگرنه اینجا صدام ما رو میکشه و آمریکاییها هم که مثل تمام فیلمهای هالیودی سمبل معرفت هستند دست از منفعت خودشون کشیدن و اینا رو تا مرز ایران همراهی کردن . دو چیز توی این فیلم خیلی حالم رو گرفت یکی اینکه یک جا که عراقیها با این سربازهای آمریکایی ( به طرفدای از مردم کویت ) درگیر شدند بدون یک لحظه فکر زرت و زرت حمله شیمیایی کردند و روی سر زن و بچه پودر های نمیدونم چه چیزی ریختن . واقعا این کار خیلی بی وجدانی میخواد .دومین قسمت وقتی بود که یکی از این سربازهای امریکایی اسیر شد و یک درجه دار عراقی با زبون انگلیسی داشت باهاش کل کل میکرد که شما اینجا چه میکنین . بعد بهش گفت شما ها اومدین ثبات بیارین توی این منطقه ؟ فکر میکنی من از کجا انگلیسی یاد گرفتم ؟‌این سلاحها و طرز کارشون رو کی به ما یاد داده ؟ خود شما توی جنگ ما با ایران ما رو تجهیز کردین و طرز کار اینا رو به ما یاد دادین .

خیلی حالم گرفته شد . با اینکه موضوع فرعی بود اما یاد روزهای جنگش برام ناراحت کننده بود .

در ضمن برنامه فیلم امشب High school musial 2  هست . راستی عصری هم بچه ها فیلم ماسک رو گذاشتند و با اینکه دیده بودنش کلی خندیدن و بهشون خوش گذشت .

تا بعد