اینجا هم بوی نوروز میاد . مدرسه بچه ها مراسم نوروز داشتند . مغازه های ایرانی پر شده از ماهی و سبزه و ... دیدن اینها خوشحال کننده است .

دیشب همسایه تایوانیمون بهم زنگ زد که داریم میایم دم در بهتون یک چیزی بدیم و بریم . گفتم باشه . مادر و دوتا بچه اومدن دم در و یک بربری داغ برامون آوردن و سه تایی به فارسی گفتند سال نو مبارک . خدای من خیلی عالی بود . دعوتشون کردم برای چایی و اومدند . تا ساعت ٨ و نه نشستیم به حرف و بگو و بخند . کلی در مورد زبانمون و لباس محلیمون و ... این چیزها تبادل اطلاعات کردیم .

صبح رفتم خرید هفتگی . توی خونه الان داره سگ میزنه و گربه میرقصه از شلوغی و به هم ریختگی . خانم خونه هم به جای جمع و حور نشسته پای وبلاگ نویسی . خانم هم خانمهای قدیم نیشخند