دو شب بود که بی دلیل خوابم نمی برد و امشب با دلیل !

الان ساعت یک و خورده ای شبه . تا ساعت حدود دوازده و بیسست دقیقه با همسر گرامی داشتیم فیلم  بادبادک باز  رو میدیدیم . کلی سرش بغض کردم و گریه کردم . رمان واقعا قشنگی بوده که همچین فیلمی رو از روش ساختند و البته دلیل بی خوابی من هم دیدن صحنه های ناراحت کننده فیلم بود . مدتها بود فیلم به این خوبی ندیده بودم . خیلی قشنگ و خوش ساخت بود . با وجود اینکه بیشتر از دوساعت بود اصلا از دیدنش خسته نشدم و هی به دقایق ویدئو نگاه نکردم که ببینم کی تموم میشه . ببینینش که از دستتون میره .

فیلم دیشب یکی از چندیدن نسخه فرار از آلکاتراز با بازی کلینت ایستوود بود . فیلم بدی نبود اما با توجه به اینکه این ماجرا رو در یک سریال سالها پیش از تلویزیون خودمون دیده بودم و کلیت نقشه فرار و خیلی از جزئیاتش رو میدونستم خیلی پر جاذبه نبود .

فیلم شب قبل بچه های کوچک با بازی کیت وینسلنت بود . خیلی فیلم پر جاذبه ای نبود . تنها نکته اش برای من این بود که این خانم کیت وینسلنت با شوهر و بچه چه جوری این فیلم ها رو بازی میکنه . گیرم شوهرش خیلی روشنفکره ، جلوی بچه هاش براش ناراحت کننده نیست ؟

فیلم فردا شبم هم  Panic room   با  بازی جودی فاستر هست .

اگه بخوام لیست بدم الان تا چند روز فیلم ذخیره دارم . اما هر وقت دیدم میام در موردشون مینویسم .

از فیلم که بگذریم هوا بس جوانمردانه گرم و حسابی حال و هوای عید تهران رو داره . سالهای قبل این طور نبود . این موقع هوا سرد بود . هوای خوب و بسیار نوستالژیکی هست .

خوش باشین

پ.ن. یادم باشه در مورد مهمونی نوروزی که رفتیم بنویسم .