یک مهمونی نورزوی رفتیم . از اینهایی که باید بلیط بخری و بلیطش شامل شام و موسیقی و غیره است . شاید یکی دو نفر غیر ایرانی توی جمع بودند اما بقیه ایرانی بودند . در کل موسیقی و شامش چنگی به دل نمیزد اما جمع خوبی بود .

چیزی که توجه منو جلب کرد تیپ خانمها و آقایون بود . بیشتر خانمها . آقایون که همه جای دنیا همون کت و شلوارشون رو میپوشن و راه میفتن . اما به همسر گرامی گفتم تیپ خانمها رو ببین . مقایسه کن با یک عروسی توی ایران .

خب اول از این جا میگم . خانمها بیشترشون لباش شب پوشیده بودند . بعضی ها هم رسمی با مثلا کت و دامن . دو نفر هم با روسری بودند . لباس باز توی مهمونی میشد ببینی اما نه خیلی تو ذوق زننده . آرایشها برای شب بود اما فکر کنم حتی یک نفر رو ندیدم که احساس کنم آرایشش حرفه ایه و مثلا آرایشگاه براش آرایش صورت کرده . دو سه نفر به نظر میومد موهاشون رو رفتم آرایشگاه درست کردن . البته اینجا چون خانمها مجبورن که با موهای درست کرده برن بیرون بیشترشون بلندن که موهاشون رو درست کنن. طلا و جواهر روی دست و گردن مردم میدیدی بدلی هم میدیدی . نه بدل که شکل طلا باشه مثلا سنگهای درشت رنگی همرنگ لباسشون . نه احساس میکردی کسی شلخته واری اومده نه فکر میکردی کسی یک هفته است داره حاضر میشه بیاد مهمونی ! به همسر گرامی گفتم آخرین عروسی ای که من رفتم نود درصد خانمها مو و صورت و ناخنشون رو آرایشگاه براشون درست کرده بود . لباسها به طرز اغراق آمیزی باز بود . روی صورتشون غیر از آرایش نقاشی هم کرده بودن . بعضی ها که روی بدنشون هم نقاشی داشت . من که لباس رسمی پوشیده بودم به شدت این وسط مدلم دهاتی بود . طلا و جواهرهای کیلویی و خراوری روی سر و کله شون بود .

چرا ما همیشه باید از یک ور بوم بیفتیم ؟ چرا ما توی مملکتمون تعادل نداریم ؟