توصیه لاله عزیز در مورد وبلاگ نوشتن عجیب بهم چسبید . ممنون لاله جان

از شرکت سومی تماس گرفتند و گفتند که متاسفانه ما برای یک نفر ماه توی رشته شما کار نداریم . خب اینها آگهی استخدام نداده بودند و من با معرفی کسی رفته بودم  پس عجیب نیست . شرکت چهارمی رفتم برای مصاحبه و به نظر خوب میومد . من که خوشم اومد و اونها هم به نظر مثبت میومدند . تا ببینیم چی میشه .

نمیدونم میتونم ریسک کنم و قید کار کارمندی رو بزنم ؟ از یک طرف ریسکهایی که توی زندگیمون کردیم و فشارهایی که  بعدش بخاطرش تحمل کردیم  تحملم رو کم کرده و ریسک پذیریم رو کمتر . از طرف دیگه احساس خوبی به کارمند بودن ندارم . حس میکنم بد جور باید هی بله قربان بگی و از قوانین مسخره محل کارت تبعیت کنی تا پیش بری یا بهتر بگم پس نری !!!

زندگی میگذره . آرامشمون بیشتر از پارسال همین موقع هست و این خودش یعنی خیلی .