308 - حال من خوب است اما ...

- به لطف داروهای جدید بهترم اما تا چند ماه پیش امید داشتم که حالم بالاخره یک روزی از پایه خوب بشه که الان آب پاکی روی دستم ریخته شده و این امیدو ندارم .

- ببخشید دلم نمیخواد حرفهای مزخرف بزنم اما به هر حال اینجا یادداشتهای منه و میخوام شرایطم رو تا حدی ثبت کنم .

- از جشن آخر سال شرکتمون نگفتم . یه کمیته ای تشکیل دادن که من هم توش بودم که در مورد جشن برنامه ریزی کنیم . خب برنامه ریزی کردیم و به عنوان سرگرمی اون روز قرار شد یه اسلاید شو از تمام جشنهای قبلی شرکت توش باشه که به نظر خیلی جالب بود . یک سرگرمی دیگه موزیک بود که رفتیم کار چند گروه رو دیدیم و خوشمون نیومد و یک گروهی رو یک نفر معرفی کرد و فایل موزیکشون رو روی شبکه گذاشتند و گوش دادیم و دیدم خیلی عالیه و البته مطرح کردیم که کار صحنه به هر حال با کار ضبط شده فرق میکنه اما خوبه .

روز جشن شد و رفتیم . از همون اول غر زدنها شروع شد جرا این اینطوریه و چرا اون اونطوریه . حالا فکر کنین من با دوستام نشستم پشت یه میز و همشون هم میدونن که جزو کمیته برنامه ریزی بودیم اما باز غر میزدند . نهار شروع شد و در حین نهار اسلاید شو پخش شد که به نظر من خیلی جالب بود که مثلا عکس چهار سال قبل همکارمون رو میدیدیم اما یه نفر نگفت چه ایده خوبی . خب اسلاید شو کوتاه تر از زمان نهار بود و دو بار دیگه هم تکرار شد . دوستام گفتند وای دیگه حالمون به هم خورد انقدر اینو دیدیم .

گروه موسیقی اومد . چشموتون روز بد نبینه اجرای بسیار بدی داشتن و همه ما که بهشون رای داده بودیم چشمامون گرد شد که چرا اینطورین ؟ دوستام هم که دادشون رفته بود هوا . براشون توضیح دادم که کار ضبط شده اینا رو شنیدیم و خوب بود و حالا نمیدونم چرا اینقدر بد اجرا میکنن ولی مگه ول کردند انقدر غر زدن که دیگه من فقط ساکت نشسته بودم چون دیدم هیچ توضیحی براشون قانع کننده نیست . خلاصه جشن تموم شد و من با اعصابی خورد و خسته از تمام کارهایی که کرده بودیم برگشتم و به یکی از بقیه اعضای کمیته زنگ زدم که دوستای تو چی گفتن که دقیقا اون هم همون بلا به سرش اومده بود . 

خلاصه کلی انگیزه دارم برای برنامه بعدی ای که بخواد توی شرکت اجرا بشه .

 

/ 6 نظر / 14 بازدید
باد صبا

سلام راستش با خوندن نوشته قبلی و این نوشته خیلی ناراحت شدم. از اینکه مشکلی هست و به خاطرش به پزشک مراجعه کردید. با تمام وجود آرزو می کنم زودتر خوب شوید. این معنی آب پاکی رو نفهمیدم ولی اونطور که از نوشته ها تون فهمیدم بعید می دونم شما نتوانید حلش کنید. به خاطر اون جشن آخر سالتون از زحماتتون تشکر می شود. از طرف یکی از خوانندگان وبلاگتون. حالا چه اون گروه خوب خونده باشه و چه بد. چه تکرار اون تصاویر جذاب بوده باشه و نبوده باشه. سر بلند و پیروز باشید. [گل]

شادمانه

راحت ترین کار ایراد گرفتنه اینجور مواقع با ایراد گرفتن از زیربار مسئولیت خودمون رو رها میکنیم

ویدا

مارال جون اینکه فعلا خوبی خوبه به بقیه اش فکر نکن هیچکس از فردا خبر نداره . بابت جشن هم میدونم چه حسی داشتی اما آدمهایی که ایراد گیر هستن اگه خوب هم بود یه ایرادی میگرفتن بهشون توجه نکن .

محبوبه

سلام من کاملا می فهمم شما چی می گید. کلی زحمت بکشید و بعد اون چیزی نشه که خودتون می خواستید. غرهای همیشگی ناراضی ها هم روش. حس بدیه. ولی با یه استراحت و دو سه روز زمان اثرش از بین می ره. موفق باشید.

باد صبا

سلام. امیدوارم حالتون خوب باشه و شاد و سر زنده تو فکر یه دلخوشی قشنگ باشید. [گل]

Roj

خوب حتی نمیشه گفت تجربه ای میشه برای دفعه بعد. چون تا گروه هایی باشن که کاری رو که قول دادن رو انجام ندن همون آشه و همون کاسه . ولی امیدوارم جشن بعدی میزان غر زدنها کمتر و کار برنامه ریزی بهتر انجام بشه :)