363 - خبرهای خوب

1- صبح توی تخت بودم داشتم با گوشیم فیس بوک رو چک میکردم که چشمم خورد به عکس عروسی مسیح علی نژاد . خیلی خوشحال شدم . نه اینکه تعلق خاطر خاصی به این خبرنگار فعال داشته باشم . کلا چون میدونستم که مجرده و یه بچه هم داره از خبر ازدواجش خوشحال شدم .

2- عصری دوباره داشتم فیس بوک رو چک میکردم که عکس نامزدی یکی از دوستام که اونهم دو تا بچه داره و از همسرش جدا شده رو دیدم برای اون خیلی خوشحال شدم و فورا پیغام تبریک فرستادم .

3- فردا اون روز وارد نمازخونه شرکت شدم دیدم یکی از خانومها که داره نماز میخونه شکمش بزرگ به نظر میاد . تا نمازش تموم شد بهش گفتم تو نی نی داری ؟ و گفت آره . با اینکه بچه اولش خیلی کوچیکه و میدونم برای یه خانم کارمند دو تا بچه پشت هم سخته بازم براش خوشحال شدم و فقط توصیه کردم بهش مثل من بچه داری نکن . از هر کس میتونی کمک بگیر که خودت داغون نشی .

4- سه تا خبر خوب برای دو روز خیلی زیاد بود . کلی انرژی گرفتم  .

/ 3 نظر / 10 بازدید
پرشین

یادم نیست اون پستت راجع به روانشناس کجا بود، ولی کامنتت تو ایمیلم اومد و خوندمش. خیلی لطف کردی عزیزم :) مرسی.

باد صبا

سلام دوست خوب و مهربان نوشته های اخیرتون جالب بودند و حاوی خبر های خوب. ما هم خوبیم و زندگی جاریست. خدمت شما عرض شود که قسمت شد و بالاخره اومدیم سرزمین برف. اگه قسمت بود نوشته ای از ورودمون به این سرزمین بزرگ در وبلاگم خواهم نوشت. سربلند و پیروز باشید [گل]

شادمانه

اینها نشان از خوش قلبی شماست