273 - حق

1- ماه رمضونه و طبق معمول شرکت ما آبخوری و  سماورها رو جمع کرده و ظهرها یکی دوساعت رستوران بازه تا روزه خورها برن و نهار سردی رو سر پا بخورن و برگردن . به نظر من که امکاناتی که گذاشتند خوبه چون جاهایی که رستورانشون سر ظهر باز نیست هر گوشه یکی نشسته و داره چیزی میخوره که بدتره .

2- اولین شرکتی که بعد از تموم شدن درسم توش کار کردم نیمه دولتی بود . یادمه جایی برای روزه خوری نداشت و افتضاح بود . از اون جالب تر این که جایی برای نماز خوندن هم نداشت و کسانی که اتاق داشتند توی اتاق خودشون نماز میخوندن و بقیه تکلیفشون معلوم نبود .

3- حالا حقوق شهروندی و کارمندی و غیره ما واقعا چیه ؟ جای نماز خوندن باید داده بشه ؟ اگر کسی نمیتونه و یا نمیخواد روزه بگیره باید یک محلی بگذارن که بره غذاش رو بخوره ؟ بقیه موارد چی ؟ حق من شهروند چیه ؟ اگر رفتگری دم خونه ام رو جارو میکنه حق منه یا اینکه داره بهم لطف میشه ؟ کی اینها رو میدونه ؟

4- یکی از مشکلات من با شرکتی که قبل از اینجا توش کار میکردم نمازخونه شرکت بود. قسمت خانمهاش یک فضای یک متر و نیم در دو متر بود . فرشش و در و دیوارش انقدر کثیف بود که حالت به هم میخورد پا بگذاری روش . روز اولی که رفتی شرکت فرشش کثیف بود و ده ما بعد که داشتیم بیرون میومدم با مکاتبه های بسیار زیاد و گله هایی که کرده بودم یک بار این فرش رو شستند . فکر نکنین شرکت کوچیکی بود حداقل توی اون ساختمونی که ما بودیم بین 100 تا 150 نفر کار میکردند . مدیرانش هم از هیچ ماموریت خارجی نمیگذشتند و بخور بخور خودشون به راه بود  اما از شستن یک فرش سه متری دریغ داشتند .

5- یکی از مواردی که میشه یک آدم رو از گرفتن حقش منصرف کرد اینه که اصلا اون ندونه حقش چی هست .

عزت زیاد

/ 4 نظر / 20 بازدید
انجمن کلبه دوستی

درود دوست عزیز به انجمن ما سر بزنید و خوش حال میشیم در انجمن فعالیت کنید و یک جو صمیمی و دوستانه ایی ایجاد کنیم باتشکر www.kolbedoosti.ir

باد صبا

سلام خیلی ممنون از یادداشتتون. نوشته های شما هم قشنگه. من که وبلاگتون رو خیلی دوست دارم. قالب جدید هم خیلی قشنگه. یه قالب دیگه هم بود که سبز و آبی بود. اون هم خیلی جالب بود. مطالبی که نوشتین جالبه و متاسفانه تلخ. حدیثی است از حضرت علی که می فرماید حق در توصیف میدان وسیعی است و در عمل مجال تنگی است. اما برای بسیاری از مردم به ویژه کشور ما حتی در مقام توضیح هم خیلی از حقوق مبهمه. البته یکی از دلایل اصلیش تلاشیه که از سوی برخی که پستهای کلیدی دارند یا رسانه در اختیار دارند میشه تا مردم به حقوقشون آگاه نباشند. وطبيعتا وقتي آگاه نباشند مطالبه اي هم نخواهند داشت. یه مثال ساده اش مثلا قوانین اداریه. کسی که تازه وارد شرکتی میشه ممکنه خیلی از تسهیلات رفاهی کارکنان رو ندونه و به عمد مسئولین هم بهش توضیح نمیدن تا درخواستی نداشته باشه.

باد صبا 2

ولی یه مسئله پیچیده دیگه اینه که بعضی وقتا حق با منفعت در تضاده. مثلا یه بنده خدایی تعریف میکرد که یه بارماشینشو یه جایی پارک کرده بود و وقتی اومده دیده که یه نفر به ماشینش زده و رفته حدود صد هزار تومن خسارت ديده ايشون حدود سيصد هزار تومن خرج ميكنه و چند روز از محل كارش مرخصي ميگيره تا از طريق شكايت و دوربين هاي ترافيك و غيره بالاخره مقصر رو پيدا مي كنه و خسارتشو ميگيره. عملا ايشون كلي از نظر مالي متضرر شده بود ولي به حقش رسيده بود. شايد كار درستي كرده بود و شايد هم نه ولي دستتون درد نكنه موضوع جالبي رو مطرح كرديد. اميدوارم با نظرات دوستان مطالب جالبي نوشته بشه. سر بلند و پيروز باشيد. [گل]

شادمانه

موافقم که بایستی پیش بینی خیلی چیزا بشه، طیف های مختلف هم به رسمیت شناخته بشه