سیزده یا شونزده ؟

رفته بودیم سیزده به در .  روز شونزده فروردین . اینهم سهم ما از سیزده به در در غربت . وسط هفته که تعطیل نیستیم که بریم سیزده به در تازه خیلی هم سرد بود . شانس آوردیم امروز هوا سرد ولی قابل تحمل بود . گفتیم و خندیدیم و باربیکیو راه انداختیم و فوتبال و بدمینتون بازی کردیم و برگشتیم . بد نبود . واقعا مثل " وقتی مادر نیست باید با زن پدر ساخت " رو تداعی میکرد . چیز غیر قابل تحملی نداشت اما بیشتر افراد جمع اگه فامیلی اینجا داشتند ترجیح میدادند که بقیه این افراد رو خیلی هم نبینند . البته این شاید یک حسن این قضیه هم باشه که حس همزیستی مسالمت آمیز رو توی همه ما تقویت کرده لبخند

/ 3 نظر / 5 بازدید
سمواتی

سلام . دست مریزاد خسته نباشی مارال عزیز . من فکر میکنم شما اصلیت همدانی داشته باشی . از نوشته هات و مطالب طنز گونه اینجور برداشت کردم . زحمت بکش بیا به وبسایت بی دوست من با یه نظر خوشحالم کن ممنون میشم [گل][گل][گل][گل][گل]

دانشجوی وراج

" وقتی مادر نیست باید با زن پدر ساخت "...خیلی قشنگ بود این جمله ها! خوبه پس حسابی خوش گذشته..ایشاالله همیشه خوش باشید..راستی من که نگفتم از 70 سالگی بنویسید که شما ترسیدید[نیشخند] قرار بر این بوده که یک پست از آینده به صورت طنز بنویسیم.میتونید از نوه هاتون بنویسید خب[نیشخند]البته اگر دوست داشتیدا.. فقط یک دعوت ساده بود