صد و نود و سه - شماره آی شماره

١- ماموریت میرم همچین و همچون . همش هم جنوب و وسط خاک و خل .

٢- تلفن خونه مون مال ده یازده سال پیش هست . حسابی هم خش خش میکرد و شماره گیرش هم حال آدم رو میگرفت انقدر که هر عددی رو میگرفتی دو سه تا میگرفت خلاصه دل به دریا زدیم و یک تلفن جدید خریدیم . قبلی رو هم دادیم تعمیر که بگذاریم برای خط دوم خونه . حالا چرا نوشتم ؟ خب معلومه برای اینکه پز بدم :)

٣- سریال لاست رو شروع کردیم و حسابی جلوی خودمون رو میگیریم که شبی بیشتر از دو قسمت نبینیم . خوب کشش داره . جالبه . بلاخره ما هم آلوده شدیم .

۴- یادمه وقتی دبیرستان میرفتیم و تاریخ میخوندیم ،‌وقتی رسیدیم به قسمت قاجاریه چقدر حرص خوردیم که خاک کشورمون رو به باد دادند و میراث فرهنگیمون رو از دست دادند و مردم اون زمان چقدر خر بودند که هیچی نگفتند .

گلاب به روتون ،‌روم به دیوار یک ذره به این فکر کنید که ١٠٠ سال دیگه در مورد مردمی که نشستند تا سهم دریای خزرشون بشه یک پنجم و باغ گیاهشناسیشون با خاک یکسان بشه چی میگن ؟ تازه زمان قاجار اینترنت هم نبود که ملت خبر بشن . ما چی داریم جواب نسلهای بعدی رو بدیم .

۵- توی یک جمعی بودیم . یک آقای دکتر بسیار باسواد و خیلی مذهبی و استاد دانشگاه زیر ۴٠ ساله بود (همه اینها رو میگم که بگم کسی نبود که بیخودی حرف بزنه ) میگفت من هر چی فکر میکنم به این نتیجه میرسم که شاه این مملکت رو نفرین کرده . حالا نمیگم واقعا حرفش درسته اما واقعا داریم تقاص چی رو پس میدیم ؟ فقط همون انتخاب نادرستمون ؟ حتی اگه به این فکر کنیم که اول انتخابمون غلط نبود اما نتیجه تغییر کرد ؟

۶- خدایا این مملکت رو از دروغ و خشکسالی و دشمن محفظ بدار  . حتی اگه هر سه اینها الان تمام مملکت رو گرفته باشند ،‌با تمام قوا .

٧- معلومه دلم گرفته ، نه ؟

/ 2 نظر / 7 بازدید
باد صبا

سلام همه قسمتها قشنگ بود. دیدین گفتم به پنج تا و چهار تا میرسین. بله معلومه دلتون گرفته. دل ما هم راستی تلفن نو مبارکه. مواظب باشید زود کهنه نشه. راستی شما لاست رو ندیدید و اینقدر سریال باز هستید؟ راستی امیدوارم یکی از نشوته های وبلاگم ذهنیت شما رو به هم نریخته باشه. یادم باشه اون پست مفصلی رو که در باره لاست می خواستم بنویسم بذارم برای بعد از دیدن شما [گل]

باد صبا

سلام هنوز از ماموریت بر نگشتین؟ میدونم سختی هایی داره ولی با اجازه تون می نویسم خوش بگذره