359- جوجه هامون

1- جوجه هایی که پشت پنجره مون بودند پر زدند و رفتند ... دلمون گرفت وقتی به این فکر کردیم که یه روزی جوجه های خودمون هم پر میزنن و میرن ...

2- درس خوندن رو هنوز شروع نکردم . یک کتاب دستمه که باید بخونمش اینو که تموم کنم درس خوندن رو شروع میکنم .

3- یک اتفاقی برای یکی از دوستام افتاده که با توجه به شناختی که ازش دارم هم ناراحتش هستم و هم نگرانش . دوستم بالای ده ساله ازدواج کرده ، بچه هم داره زندگیش فوق العاده نیست اما مشکلات زیادی نداره . یکهو دوست پسر سابقش سر راهش پیدا شده ، اون هم زن و بچه داره شروع کردند به عنوان دو تا دوست قدیمی با هم حرف زدن و درد دل کردن که یکهو دیدن به هم وابسته شدند . بدبخت نه راه پس داره نه راه پیش . عاشق شوهرش نیست اما میگه دوستش داره و خیلی آدم خوبیه اما انگار این تجربه جدید یه هیجانی هم براش داره . از اونطرف خودش نگرانه و میگه چکار کنم . دوبار تا حالا به این آقا گفته دیگه نباید با هم تماس داشته باشیم و اون هم قبول کرده بعد عین دو تا قطب آهنربا به سمت هم کشیده شدند ، با توجه به تاریخچه ای که دارن این کشش عجیب نیست . آقاهه هم با خانمش خیلی اختلاف داره و بعید نیست از هم جدا بشن اما این دوست من اصلا در اون شرایط نیست .

قبل از اینکه وضعیت اینو ببینم با خودم فکر میکردم این آدمهایی که به همسرشون خیانت میکنن چطور آدمهایی هستن ، چقدر منحرفند که با وجود همسر چشمشون دور و اطراف میچرخه اما این قضیه انقدر انقدر آروم آروم زیر پوست این دوستم رفت که خودش هم نمیفهمه چی شده و الان کاسه چه کنم دست گرفته . کسی میدونه چکار باید بکنه ؟

/ 3 نظر / 21 بازدید
شیدا

مارال عزیز سلام وبلاگ خوبی داری . تازه پیداش کردم . یعنی وقتی که داشتم توی سایتها دنبال ماشین لباسشویی می گشتم برخوردم به سایت یخچال ویرپول و نوشته های شما و ... مطلب یخچال و تا آخر خوندم برات کامنت هم گذاشتم. خیلی دیر وبلاگتو یپدا کردم . چند تا از پست هاتو از اول خوندم نوشته هات خیلی شبیه مال منه . البته نه اون چیزی که الان دارم توی وبلاگم مینویسم اون چیزی که دلم می خواد بنویسم. دوست دارم همه پست هارو بخونم تا بیشتر باهات آشنا بشدم . چقدر خوب بود که توی پروفایلت یه کم درباره خودت می نوشتی. در هر صورت من لینکت کردم و فکر کنم یکی از خواننده های پرو پا قرصت باشم[گل]

كسي كه دلش براي بچه ها ميسوزه

به اون دوست محترمتون بگيد فكر كنه ببينه آيا تمام داراييهاي اين دنيا ارزش خراب كردن زندگي هاي :1-خودش 2بچه هاش 3-شوهرش 4زن دوست پسرش 5 بچه هاي دوست پسرش را بخاطر «««هوس»»» اون جناب به اصطلاح دوست پسر داره؟وبعد تصميم بگيره .حديثي هست كه مضمونش اينه (فكر كنم از پيامبر عزيزمونه )_به شرطي كه طرف اصلاًدين وايمان داشته باشه-«هيچ زن ومرد نامحرمي تنها در يك مكان خلوت نميكنند مگر اينكه نفر سومي هم با آنها جمع شود كه همانا شيطان است(براي وسوسه كردنشان) اين دومين بار است كه اين متنو براتون ميفرستم ولي چون قبليو تاييد نكرديد دوباره ميفرستم باشد كه دو خانواده از متلاشي شدن نجات يابند.

شادمانه

سلام، روزت بخیر مشکلات یه عقبه ای دارن، که ما نادیده می گیریم، بعد که بروز پیدا میکنن بازهم به ظواهر توجه میکنیم. برای رفع مسئله نیاز داره که ریشه های ان واکاوی شود. با مقدار اطلاعاتی که دادید نمیشود خوب و سنجیده حرف زد، اما بنظرم مردها عموما از داشتن یه انتخاب و یه فرصت استقبال میکنند، از نظر عاطفی هم خیلی درگیر نمیشوند، اما زنها معمولا رویا پردازی میکنن، برای همین در عمل زنها دچار رنج و تعارضهای بیشتر میشوند و اسیب بیشتری متحمل میشوند شاید یه مشاوره خوب و توانمند بتواند سرکوبهایی که صورت گرفته و خانم را ناراضی و یا ناشاد کرده را کشف کند و این مهارت را کسب کند که برای شادی، خود را متکی یه رابطه جدید، پنهانی و مملو از اضطراب نکند