304 - زنانگی در هشتم مارس

برای کار یک نفر رفته بودم دادگاه خانواده . وسط کار مرخصی گرفته بودم و با همون مقنعه شرکت و صورت بدون آرایش و کفش تقریبا تختی که دوتا چسب روش میخورد رفتم .

باید صبر میکردم تا دادگاه قبلی تموم بشه تا قاضی رو ببینم . گوشه راهرو ایستاده بودم که دیدم خانمی جلوم ایستاده .

خانمی نسبتا قد بلند یا حداقل متوسطِ بلند . یک بارونی چرم پوشیده بود و روسری مشکی داشت . آرایش شیکی داشت که خیلی بهش میومد و شلوار پاش بود و یک کفش پاشنه بلند پوشیده بود . احتمالا چکمه یا نیم چکمه اما زیر شلوار بود و نمیشد فهمید . بوی عطرش توی همه سالن پیچیده بود . نگاه تحسین آمیزی بهش کردم و با اینکه دلم میخواست بازم نگاهش کنم ، اما سرم رو انداختم پایین .

داشتم فکر میکردم من کی زنانگیم تموم شد ؟ اصلا شروع شد ؟ کی و چی باعث شد ازش دوری کنم ؟ گفته های مادر و پدرم که منو مثل پسرها میدونستن و یا میگفتن که تو شاید لحظه آخر تولدت تغییر عقیده دادی و دختر شدی ... پدرم که چند بار به زبون اومد که دوست دارم روز عروسیت تو رانندگی کنی که البته من زیر بار نرفتم . شاید داشتم بار ِ پسر ِ نداشته شون رو به دوش میکشیدم ...

اما انصاف نبود که جوری زندگی کنم که الان در آستانه فصلی سرد برگردم وبه زندگیم نگاه کنم و بگم نمیذارم دخترم مثل من بشه . سخته که بخوی توی قالبی بری که توان بدنیت باهاش هماهنگ نیست . نه درست نبود ...

/ 8 نظر / 21 بازدید
باد صبا

سلام ببخشید ولی یادداشت نوشتن برای نوشته های اخیرتون خیلی سخته. البته شاید لزوما نباید چیزی نوشت. اینکه زود به زود می نویسید خوبه ولی شاید عواملی که باعث ناراحتی شما بودن یا هستن باعث شده چنین حسی داشته باشید. امیدوارم روز های آینده و تعطیلات و سال آینده و خلاصه آینده شرایط بهتر بشه. سربلند و پیروز باشید. [گل]

شادمانه

بخشی از وجود مارو دیگران شکل دادن،‌اما یه بخشی از وجودمون رو خودمون صیقل دادیم بعید نیس چون پسرونه بار اومدید به اون خانوم تحسین امیز نگاه کردید

ویدا

مارال عزیزم اگه از مدل اون خانومه خوشت اومد و لذت بردی سعی کن کم کم مدل خودت رو عوض کنی البته نباید یه دفعه اینکارو انجام بدی اما یواش یواش شروع کن به تغییر ممکنه تو روحیه ات هم تاثیر مثبت داشته باشه .

Lili

چرا دخترتون مثل خودتون نشه؟ منظورتون رو نفهميدم، فشار محيط كاري براي يك زن و مادر رو ميگيد؟ من خودم خيلي وقتا سرگردونم بين اين چيزا، هم دوست دارم كار كنم هم از كدبانويي خوشم مياد و از اينكه كارهاي زنونه بكنم. اما وقتي كار فول تايم ميكنم همه چي فداي موقعيت اجتماعي و استقلال مالي ميشه، يعني واقعا كشش بدني ندارم كه هم فول تايم كار كنم و هم به خودم و كارهاي متفرقه برسم، نميدونم واقعا راه درست چيه...

Lili

خوب بايد چي كار كرد؟ اين سوال خيلي ذهن منو مشغول ميكنه،:( كار پارت تايم واقعا خيلي كمه و به سختي گير مياد و باشه هم امنيت شغلي نداره... تو دنياي امروز هم كه فمنيستها همش زن خانه دار رو ميكوبن! آدم روش نميشه بگه من از زندگي ساده و خانه داري هم لذت ميبرم! واقعا چطوري ميشه تعادل برقرار كرد؟

سحر

من خودم به شخصه اگه ازدواج کنم! سرکار نخاهم رفت البته الانم سرکار نیستم! کلا چقد عمر میکنم که خودمو انقد خسته کنم زندگی بهترم نمیخام هرکی خاست خودش بسازه من با همینا میسازم ،والا! زنای شاغل اطرافم همه زندگی کسل کننده ای دارن. عاقا سطح صحبت شما ازمن خیلی بالاتر بود، خودمم قبول دارم! من به زبان عامیانه گفتم! [ماچ][گل]

فائزه

سلام. ولاگ زیبایی داری خوشحال میشم از وب منم دیدن کنی اگه تبادل لینک داشتی خبرم کن نظر یادت نره[گل]