مهمونی

فردا شب مهمون دارم . همیشه مهمون دعوت کردن برای من همینجوره . وقتی دعوت میکنم کلی اصرار میکنم و واقعا دلم میخواد مهمونها بیان . دو روز قبلش هول برم میداره . میگم ای خدا من که هنوز خرید نکردم خونه ام مثل روده سگ به هم ریخته . حالا باید کلی بدوم تا این همه کار بکنم . وای میدونم که نمیرسم . روزش میشه و من میدوم . از صبح من و همسر گرامی نظافت میکنیم و کاهو و میوه میشوریم و خونه رو مرتب میکنیم . از همون صبح هم من شروع میکنم به چیدن میز شام . کم کم ترشی رو میریزم توی ظرفش و یک پلاستیک میشکم روش . بعد ظرف خیارشور و زیتون . بعدش سالاد درست میکنم و باز روش رو میکشم و بستگی داره که خیلی مونده باشه به مهمونی که میگذارمش توی یخچال و اگه کم مونده باشه میگذارمش روی میز . بشقاب و قاشق و چنگالها و لیوانها رو مرتب میکنم . غذا رو هم این وسط مسطها درست میکنم . تنوع غذایی که درست میکنم زیاد نیست . معمولا دو جور غذا درست میکنم . دو جوری که بشه با پلوی ساده خوردش . بعضی وقتها یک کیک درست میکنم برای دسر و ... خلاصه در حال آماده سازی هستم که میبینم به به خونه چقدر مرتب شده . چه میز خوبی چیده شده و همیشه حداقل نیم ساعت قبل ازاومدن مهمونها کارهام تموم شده و حتی خورشتها رو هم کشیدم توی پیرکس و گذاشتم توی فر که وقتی خواستم غذا بکشم فقط برنج رو بکشم . خلاصه نزدیک اومدن مهمونها که میشه من مرتب و منظم و میرم لباسم رو عوض میکنم و آرایشم رو میکنم و بعد با خودم میگم آخی چقدر خوبه مهمون بیاد خونه مون .

این روند سینوسی همیشه وجود داره و هیچ کاریش نمیشه کرد .

وقتی هم که مهمون خونه مون باشه انقدر بهمون خوش میگذره و انقدر میگیم و میخندیم که بعدش کلی شارژم .

/ 5 نظر / 7 بازدید
علی بی

سلام . داش وبه توپی داری ( ایول ) اگه حال میکنی تبادل لینک کنیم . اگه حال کردی به ما هم سری بزن داش . ممنون

هاD

چه پروسه‌ی جالبی داره این مهمونی دادن شما . اما به نظرم یه تابع y=x باشه که همیشه یه روند ثابت داره . اگر خوب و بد باشه سینوسیه . خوش به حالتون . من که خیلی وقته نمی‌تونم از مهمونی‌ها لذت ببرم .

صحرا

منم عاشق مهمونی هستم . البته بیشتر مهمونی رفتن . راستش با دو تا نی نی مهمونی دادن خیلی سخته .

ترانه

سلام دوستم . خوبی بعد از یه تاخیر طولانی عیدت مبارک راستی می دونی این اخلاقت عین خودمه مهمونی دادن رو میگم خوشحالم که خوشحالی [قلب]

خداحافظ كانادا

سلام مارال جان ممنون كه به وبلاگم سر زدي. من هفت ساله كه اينجا تو اين خراب شده كانادا هستم و از تهران هم به اينجا آمدم. الان هم منتظرم اينجا درسم تموم شه برگردم ايران. دارم تمام سعی خودم رو هم می كنم تا حدقل بخشی از سرمايه ايی رو كه تو اين مدت ريختم تو گلوی دولت كانادا ازشون پس بگيرم. البته دولت كانادا گدا تر از اين حرفهاس و ماشا الله فقط دست بگير داره. اگر باز هم سوالی باشه خوشحال ميشم كمكی بكنم. قربان شما خداحافظ كانادا