دویست و چهار - 6 شماره

١- محیط شرکت در مورد اتفاقات روز هم محتاطانه است و هم نیست . بعضیها حرف میزنند ، قرار میگذارند که با هم بیرون برند و هم جلوی بعضیها سکوت میکنند .

2- بعضی وقتها احساس میکنم بعضی آدمها خیلی برای خودشون ارزش قائلند . این میتونه مثبت یا منفی باشه . خانمی که چند سال از من کوچیکتره و بچه اش هم چند سال از بچه های من کوچیکتره میگه من هیچ وقت ماموریت نمیرم . گفتم وقتی بچه های من همسن بچه تو بودند یک هفته در میون ماموریت بودم (یعنی حالا کار خیلی شاقی هم نیست ) گفت اما من نمیرم . اون یکی آقاهه هم میگه من ماموریت نمیرم . چرا؟ جون اینها از ما عزیز تره ؟ دو هفته پیش یکشنبه داشتیم با هم قرار میگذاشتیم که بریم بیرون همون آقاهه اومد با یک نگاه ترس آلودی ما رو نگاه میکرد و وقتی بهش گفتیم تو با ما میای ؟ با ترس گفت نه . چرا ؟ بقیه برن جلو تا راه برای شما باز بشه ؟ از آدمهای خودخواه خوشم نمیاد .

3- با خونه تکونی چه میکنین ؟ مثلا من از اونهایی هستم که هیچ وقت خونه تکونی نمیکنم ها امروز یک پرده و پنجره اش رو تمیز کردم ، دیوارش رو هم همینطور ، اومدم یک کم آشپزخونه رو تمیز کنم حسابی آلوده شدم و ماشین لباسشوئی و گاز رو کشیدم بیرون و شبیخون زدم به زیر کابینتها و غیره . خوب شد نمیخواستم کاری کنم .

4- وقتی میگم خونه تکونی نمیکنم منظورم اینه که یکهو نمبینین تمام وسایل وسط خونه باشه و ما شام و نهار نداشته باشیم و مشغول دیوار شستن باشیم و غیره . از یک ماه پیش هر آخر هفته یک پرده رو کندم ، تا شسته بشه شیشه و دیواردورش رو تمیز کردم و پرده رو زدم . به خانمی که توی کار خونه کمکم میکنه هر چند وقت یکبار میگم مثلا کابینتها رو بریز بیرون، یا مثلا بوفه کثیفه تمیزش کن و غیره برای همین نه هیچ وقت خونه ام از تمیزی برق میزنه و نه هیچ وقت کثیفه . این هم برای خوش یک سیستمه .

5- امروز با دوستی حرف میزدم که تقریبا همسن خودمه و اون هم دوتا بچه داره . ورودی سال 67 دانشگاهه و لیسانسش رو همونوقت گرفته و الان تازه رفته که فوق لیسانسش رو بگیره . بهش گفتم من هم هوس درس خوندن کردم یکهو دیدی من هم اومدم . واقعا اگه بدونم کشش دارم شاید برم سراغش .

6- یک جهار قسمت از لاست مونده که ببینیم و تموش کنیم . دیگه این آخرش آدم به زور میشینه پاش . اصلا کشش نداره .

 

/ 3 نظر / 9 بازدید
باد صبا

1- هی ی ی . یه روز ... . یه روز همه حقیقت رو می فهمند. 2- خسته نباشید از این همه کار و ماموریت. خدا قوت. (البته فکر کنم اکثر مردم از آدمهای خودخواه خوششون نیاد) 3- خدا قوت. 4- سیستم جالبه 5- اینقدر خوش می گذره همراه کار و زندگی متاهلی درس هم بخونید. جد بزرگ و کوچکتون میاد جلو چشمتون. البته جدی میگم. من خیلی راضیم. تازه حالا به سرم زده جدنبال چند تا فوق دیگه هم برم. بعدش برم دنبال دکترا و اگه عمری باقی بود سکترا و چاهکترا به شما هم توصیه می کنم. 6- اصلا با شما موافق نیستم که آخر لاست کشش نداره. منظورتون فصل ششمه درسته؟ خیلی خیلی پایان با شکوهی داره و بهترین جوابی که به سوالای فلسفی که در طول سریال در ذهن بیننده درست شده به نظر من در فصط ششم و مخصوصا در قسمت آخر داده شده. اگه تموم شد من برام جالبه هم نظر شما رو بدونم و هم اینکه چیزایی که خودم فهمیدم بنویسم. موفق باشید و به امید فردایی بهتر

شیرین

خوب اینکه تو رفتی ماموریت و برای بچه هات ارزش قائل نشدی دلیل نمیشه که خانوم همکارت هم این ار رو انجام بده خیلی ها هستند تا نصفه شب سرکارند ولی من بعد زایمان در خواست مرخصی بدون حقوق کردم بهم ندادند استعفا دادند دو سال بعد هم برگشتم سر کار بهتر و جدیدتر (دوباره پیدا کردم) در حالیکه اون موقع هم ه به من می گفتند بچه رو بذار مهد و بیا ما این کار رو کردیم