دویست و هفده - مرد و زن

1- بار اولی نیست که با این موضوع روبرو میشم و بار اولی هم نیست که این موضوع فکرم رو مشغول میکنه .

مساله ، مساله بودن یا نبودن نیست . مساله مرد یا زن بودنه ! (الان شکسپیر تو قبرش به خودش لرزید ) این قضیه مرد یا زن بودن توی ایران یک جوریه . مردها یک مسائل کلیشه ای دارند و زنها یک مسائل کلیشه ای دیگه . صد سال هم بگیم روشنفکریم نمیتونم قبول کنیم که پسرمون بره شغل رقصنده رو انتخاب کنه . مهندسی معدن و نقشه برداری رو اصلا برای زن مناسب نمیدونیم .

من خودم رشته ام فنّیه ، نه مثل نقشه برداری که مجبور باشم توی کوه و بیابون باشم اما به هر حال هست . توی محیط کاریم بیشتر اطرافیانم مرد هستند . توی جلسات بیشتر اوقات تنها زن جلسه هستم . سعی میکنم لوس نباشم و قوی برخورد کنم . که البته یک مقدار زیادیش مربوط به تربیت خانواده ما هست و یک مقدارش برای اینکه دوست ندارم ضعیف جلوه کنم . بارها اومدند خیلی ازم تعریف کنند گفتند شما که خودت یک پا مردی ! ما شما رو به مردی قبول داریم !!! بعد نمیدونم چی بگم . بگم دستت درد نکنه که منو مرد میدونی ؟ یا بگم خودت مردی و هفت جد و آباء ات ؟!!! واقعا  لزوما هر کس خودشو لوس نکرد مرد هست ؟ اگر مردی ضعیف بود زن هست ؟

البته باید اعتراف کنم که به شددددددددددددددددددددددّت مقدار زیادی از این مشکل رو تقصیر زنها میدونم . خودشونو خیلی وقتها لوس میکنن که بار رو بندازند روی دوش مردها . مثل خانمی که توی یک مهمونی دیدم . خودش لیسانس داره و خونه داره . خیلی هم وضع مالی خوبی نداشتند البته از متوسط بالاتر بودند اما هیچ وقت کار نکرده . یک بار بهش گفتم کار کردن با بچه کوچیک سخته . گفت خب خودت خواستی زود صاحب همه چیز بشی !!! توی اون مهمونی صحبت درس خوندن یک دختر 18 ساله بود که علیرغم درس خیلی خوبی که داره الان ترجیح میده برای دانشگاه بره خارج از کشور . این خانم به من میگفت حالا چه لزومی داره یک دختر انقدر برای درس خوندن زحمت بکشه ، خب یک رشته همینجوری بخونه دیگه ! گفتم خب دوست داره ادامه بده . گفت خب که چی اومدیم و شوهرش نگذاشت کار کنه !!! گفتم ببخشید ها ولی غلط میکنه شوهرش نگذاره ، اگه از اول بگه که نمیتونی کار کنی این هم میتونه بگه برو خوش اومدی . گفت خب اومدیم یک موقعیت خوب بود فقط نگذاشت کار بکنه تعجب

چی بگم ؟ به نظر من مردی که میره یک خانم با فوق لیسانس مهندسی یا دکترا یا مشابهش رو میگیره و بعد میگه نمیخوام کار کنی اصلا نمیتونه موقعیت خوبی باشه . این آدم از نظر درک مشکل داره . کار یک زن رو فقط در پول میبینه ، موقعیت اجتماعی براش مهم نیست و شخصیتی برای اون زن قائل نیست . من قبول دارم که در زمانی که خانم حامله است و بچه کوچیک داره بچه داری خیلی سخته و اگه زن بتونه توی اون زمان محدود کار نکنه خوبه . اما فکر کنین یک خانم دکتر بچه یا بچه هاش میرن مدرسه و سات 3 بعد از ظهر میان خونه . قراره توی این زمان چکار کنه ؟ تمام مدت با خاله و عمه بگرده ؟ آرایشگاه بره ؟ خرید بره ؟ آشپزی کنه ؟ همه این کارها اشکال ندارن اگه به صورت محدود انجام بشه اما میشه شغل یک نفر باشه ؟

تازه اگه یک خانم نخواست کار کنه باز این مساله خودشه چرا کسی باید براش تعیین تکلیف کنه ؟

بگذریم از مساله دور شدم . حالا وقتی کسی به من میگی مردی هستی بادمجون بکارم پاری چشمش یا نه ؟ سوال

/ 6 نظر / 8 بازدید
سارینا

سلام عزيزم اگر بازديد پايين خود خسته شديد به ما بگوييد تا به آساني آمار بازديد خود را در كمترين زمان ممكن، چندين برابر كنيم که اين کار باعث افزايش رتبه شما در گوگل و الکسا ميشود. .. با عضو شدن در سايت ميتونين بازديد سايت خودتون رو منفجر کنين به يکبار امتحان کنيد .مديريت سايت طلارنک سارينا جون [قلب][بوسه]

باد صبا

سلام نوشته تون خیلی جالب بو بامزه بود. منظورم قسمت آخرش بود. به نظر من که اگه کسی بهتون چنین حرفی زد و عواقبی نداشت یه بادمجون گنده بکارین پای چشمش. من هم چنین به اصطلاح تعریفی شنیدم. اصلا هم جمله جالبی نیست. البته یه مقداری هم تقصیر زنها نیست. از اول بهشون یاد ندادن قوی بودن یه ارزشه. متاسفانه لوس بازی و آویزون همسر بودن رو بعضی وقتا بهشون از بچگی به عنوان ارزش نشون دادن. شاید تقصیر سیستم آموزشیه و شاید هم تقصیر باور های غلط مردم. امیدوارم درسها خوب پیش بره. موفق باشید و به امید فردایی بهتر [گل]

لاله

این یک مشکل فرهنگی و خیلی خیلی عمیق. خود زنها و دخترها هم کم مقصر نیستند. مثلا خانومهایی که دائم شعار میدن و خواهان حقوق برابر هستن توی دانشگاه میبینی اعتراض میکنند که مثلا کارگاه تراش رو برا دخترها حذف کنند چون یک کار مردونه ست و برای خانومها سنگینه!!!! [گل]

خانم شین

منم همین مشکلو دارم. منتها می ترسم اگه بادمجون رو بکارم دعوتم کنن به مسابقه قویترین مردان دنیا!!! :)

حس نهان

ما یک کلیشه داریم،‌ که حالا باتوجه به روابط گسترده و هجوم فرهنگی و خودباختگی خود و عدم تولید ساختار مناسب و فکر و کم کاری هنرمندان و روشنفکران دچار یه سرگیچه شدیم. نه میشه برگشت عقب نه بلدیم با شرایط جدید چطور وفق پیدا کنیم.

باد صبا

سلام عجب حرفی زدم ها. فکر کنم بی خیال بادمجون بشید دردسرش کمتره. یه کم نگران شدم گفتم نکنه سر و کارتون افتاده با کلانتری و دادگاه و ... [گل]