333 - مرد ایرانی

1- یک دوستی داشتم که پسر بسیار فهمیده و عاقلی بود و کلا پخته تر از سنش بود . الان سالهاست خارج از ایران زندگی میکنه اما اون موقع که ایران بود میگفت من به عنوان یه مرد ایرونی از حجاب اجباری و مخصوصا چادر خانمهای ایرانی خجالت میکشم . پرسیدم چرا ؟گفت خودتو بگذار جای یک مرد یا زن اروپایی یا آمریکایی وقتی میبینه زنهای ما انقدر خودشونو پیچوندن با خودش میگه ببین مردهاشون لابد مثل (دور از جون ) سگ هار هستند که اگه یه خانمی روسری سرش نگذاره مثل حیوون بهش حمله میکنن وگرنه توی مملکت خودمون که خانمها نیمه لخت میان بیرون و کسی هم نگاهشون نمیکنه . دیدم راست میگه . زن ایرانی چقدر باید خودشو بپوشونه بازم میره تو تاکسی میشینه آقای کناری یک متر پاهاش رو از هم باز کرده (دقیقا این اتفاق دیروز برای من افتاد ) و خانمه باید مثل موش خودشو جمع کنه یه گوشه تا مزاحمتی براش ایجاد نشه . حالا گه روسری نداشتیم احتمالا قورتمون میدادن !!! نه ؟ بر طبق این نظریه همین احتمال میرفت .

2- حالا ما که تو این مملکت بدنیا اومدیم و خوب و بدش مال خودمونه ، این خانم لیما رو دیدین ؟ همونی که قرعه کشی جام جهانی رو انجام داد . توی گزارش بی بی سی دیدم که میگفت ایرانی ها به صفحه فیس بوکش حمله کردند و انواع ناسزاهای جنسی رو به این خانم بستن . یک عده فا*حشه خوندنش یک عده تهدیدش کردند که بهش تجا*وز میکنن . بابا ما بدبختها عادت داریم ، اون بیچاره الان فکر میکنه کل کشور ما رو یک عده آدم روانی که از نظر جن*سی هایپر اکتیو هستند پر کرده .واقعا نمیخواهیم یک ذره آبرو حداقل خارج از کشورمون برای خودمون نگهداریم ؟

/ 4 نظر / 25 بازدید
من

متاسفانه من فکر می کنم یه جورایی این را برای مردان و زنان جامعه ما فرهنگ سازی کردند. مردان ما البته نه همشون اما فکر می کنند ساخته شدند برای نگاه های ... و زنان ما فکر می کنند ساخته شدند برای فرار از این نگاه هاو قص علی هذا..

شادمانه

هر فرهنگی یه رفتارهای وابسته به فرهنگ و عادات خودش داره، که خیلی از چیزا ربطی به منطق نداره، حالا یه جامعه ای از یه جهت پیشرفت کرده و رسانه در اختیارش هست، فلسفه اش رشد کرده، علمش فرسنگها از بقیه جلو افتاده، طبیعیه که خودش رو سرتر ببینه و بقیه هم خودشون رو عقب افتاده ببینند قصه حجاب به پیچیده شد و اینها ربط نداره. با همون علم روانشناسی که غربی ها پایه و اساسش رو گذاشتن، میشه حجاب رو توجیه کرد که حجاب استانه تحریک رو تغییر داده، اما خب هرکسی از ذهن خودش مسئله رو میتونه نگاه کنه، یکی میتونه خجالت بکشه، یکی افتخار کنه. نه خجالتش و نه افتخارش هیچکدوم مزیتی به دیگری ندارن. اینکه تو تاکسی خیلی از مردها گشاد می نشینن، بی ربط به خانوم کناری نیست، اما خیلی از همین مردهای محترم، یه مرد هم کنارشون نشسته باشه، عادتشون رو تغییر نمیدن، بازم گشاد می نشینن، ایراد هم بگیری، نیگات میکنن که مگه تو از خودت شک داری؟یاخوبه که زن نیستی؟ اینکه ایرانیها واسه فلان مجری یا فلان فوتبالیست کامنتای اونجوری گذاشتن، نمادی از واقعیت وجودی جامعه س. اونها نصیحت پذیر نیستن و یا درد این رو ندارن که دیگران چه قضاوتی در مورد ما میکنن،

شادمانه

بهتره واقعیت رو با چشم باز ببینیم و بدونم که در چه جامعه ای از سطح تفکر هستیم و چطور به خودمون اجازه میدیم که اگه از یکی خوشمون نیومد هر حرف نامربوط و نامتناسبی بهش بزنیم! چرا چون فک میکنیم ما در اوج معرفت و درک و حقیقت و خوبی هستیم و بقیه هیچی نیستن، پس حق داریم نسبت فحشا بدیم یا حرفهای متناسب با شان و درک خودمون تو فیس بوک اون فوتبالیست بنویسیم. اتفاقا این رخدادها و رفتارها خوبه که ازخواب بیدار بشیم و بفهمیم که جامعه ای بشدت رشد نیافته ای از لحاظ اخلاقی برخلاف ادعامون هستیم. شاید با پذیرفتن واقعیت احساس نیازی برای تغییر و درک واقعیتها داشته باشیم

شادمانه

سلام، خبری ازتون نیست