361 - مسافرت و غیره

1- یک هفته رفتیم مسافرت . از اون بخور و بخواب ها . خیلی خوب بود و کلی خستگی از تنمون در رفت ، با انرژی زیاد برگشتیم سر کار

2- از دوستم به طور مختصر خبر دارم . فهمیدم ارتباطشون مثل سابق نیست . نفهمیدم قطع شده یا محدود شده اما میدونم مثل سابق نیست . ایشالا خدا خودش کمکشون کنه از این رابطه در بیان

3- نمیدونم کسی یادشه که من در مورد نذر نوشتم . خلاصه اش اینه که هیچوقت نذر من قبول نمیشه و هیچ اتفاقی نمیفته . حالا تو مسافرت رفتیم یه محل مذهبی مسیحی که به عنوان آثار تاریخی هم حساب میشد . من خواستم شمع روشن کنم یه نیتی کردم و شمع روشن کردم . فرداش نیتم برآورده شد ، شاخ درآوردم . برای اینکه مطمئن بشم یه نذر دیگه به نیت حضرت مریم کردم . حالا ببینم اگه برآورده شد خبر میدم .

/ 6 نظر / 15 بازدید
رازدانه

خب اگه برآورده بشه باید چه نتیجه ای بگیریم؟'!:)

رازدانه

خب اگر برآورده بشه باید چه نتیجه ای بگیریم؟

شادمانه

توقع داشتم که شما این حرفهارو نزنین، ربط دادن یه رخ داد به یه نذر بنظرم پسندیده نیست، بیشتر بر می گرده به حوزه های دینی نه منطق

باد صبا

سلام خوشحالم که خستگی تون رفع شده خیلی وبتون خوبه. سربلند و پیروز باشید [گل]

شادمانه

خیلی خوبه که توانایی شنیدن حرفی رو داری که باب دلت نیست بایستی قبول کنم که همه ما ها در لحظاتی از زندگی نیاز داریم که به یه جایی متوسل بشیم، یا شاید بهتره بگم نیاز به یه تکیه گاه داریم، ادمهای مذهبی از این بابت خیلی راحت هستند