353 - حالگیری

1- جواب امتحانم اومد و قبول نشده بودم . میدونم که برای قبول شدن باید بیشتر تلاش میکردم اما به رد شدن در امتحان عادت ندارم برام سخت بود .

2- دیگه با خیال راحت میشینم پای کتاب خوندن و زبان خوندن و غیره .

3- روزی که بعد از ظهرش جواب امتحانم رو گرفتم یه حالگیری دیگه هم داشتم . برای یه سمیناری مقاله با ای میل فرستاده بودم و هیچ خبری ازشون نشده بود . سایت سمینار هم تلفنی از دبیرخانه سمینار نداشت که پیگیری کنم . بالاخره به یه روشی تلفن دبیرخانه رو گیر آوردم و زنگ زدم و گفتند مقاله ؟ چطوری فرستاده بودی ؟ گفتم به ای میلتون فرستاده بودم گفتند نه اونطوری قبول نیست باید میرفتین توی یه سایتی سابمیت میکردین. گفتم باشه الان میرم اون کارو میکنم . گفتند نه دیگه مهلتش تموم شده و خورد توی پوزم . خدا سومیش رو به خیر بکنه که منتظر یه جواب دیگه هم هستیم که از همه اینها مهمتره .

4- کسی دکتر پوست خوب در حوالی ونک میشناسه ؟‌دیگه نمیخوام پیش دکتر قبلیم برم از آخرین کرمهاش راضی نبودم .

5- برای مراسم چهلم با فامیلها دور هم بودیم و پسر عموم هم اونجا بود . ما یه دانشگاه میرفتیم . دانشکده های مختلف بودیم اما خب چون خونه اونا شهرستان بود بعضی وقتها میومد خونه ما و شب میموند و صبح با هم میرفتیم دانشگاه . حرف به این کشیده شد که بعضی از بچه های فامیل که با هم جایی میرفتند رو گشت ارشاد گرفته بود و همون موقع پسر عموم گفت من و تو که اینقدر با هم میرفتیم و میومدیم چرا هیچ وقت نگرفتنمون ؟ خلاصه بعد از کلی فکر کردن به این نتیجه رسیدیم که اینقدر هر دومون گاگول بودیم که از ده فرسخی تابلو بود که عرضه کاری نداریم و برای همین کاری به کارمون نداشتند . کلی به خاطرات جوونیمون خندیدیم .

6- دو تا خبر تازگیها توجهم رو جلب کرده . یکیش تشویق شدید دولت به بچه دار شدنه طوری که حتی آموزشهای پیش از ازدواج رو هم برداشته و تمام وسایل جلوگیری از بارداری که قبلا در خانه های بهداشت به رایگان بود رو پولی کرده . حالا این خبر به تنهایی طوری نیست اما خبر بعدی اینه که کشور در حال کم آبی بسیار شدیدی هست و رودخانه ها و تالابها و دریاچه ها یکی پس از دیگری دارن خشک میشن و کلان شهرها با مشکل تامین آب آشامیدنی برای مردم مواجه هستند . اونوقت این خبرو که میگذارین کنار اون همه تلاش برای افزایش جمعیت این سوال پیش میاد که حالا آب همین جمعیت رو تامین کنید ، جمعیت بیشتر پیشکش .

/ 4 نظر / 7 بازدید
غرببه

مارال جان اولین بار هست که به وبلاگت اومدم و سری هم به آرشیوت زدم و به پستی برخوردم که در مورد دکتر بهنام اوحدی نوشته بودی. من به واسطه رشته تحصیلیم (دانشجوی فوق روانشناسی ام) خیلی از روانپزشک ها و روانشناس ها رو می شناسم، نظرت در مورد ایشان صحیحه، بهترین روانپزشک تهران که طبل تو خالی نباشه دکتر محمد صنعتی هست که اگه سرچ کنی توی گوگل پیدا میکنی. البته حق ویزیت بالاست ولی ارزششو داره. فقط چون از وبلاگ خوشم اومد خواستم بهت معرفی کنم.

غریبه

در ضمن در زمینه کتاب های روانشناسی هم میتونم کمکت کنم اگه خواستی بهم ایمیل بزن.

غریبه

در ضمن از لابلاي نوشته هاتون حدس زدم افسرده نیستید، بلکه نوسان خلق دارید، یک روانپزشک حاذق این ها رو تشخیص میده، اما روانپزشک بی دقت نه... شما با این همه میل و انرژی به انجام کارهای مختلف مثل یادگیری زبان، کتاب خواندن، ادامه تحصیل و کارهایی که مجردها هم حوصله اش را ندارند بعید به نظر میرسد افسرده باشید، روانپزشک نرفتن خیلی خیلی بهتر از پیش روانپزشک بد رفتنه، امثال دکتر اوحدی (که ایشان تازه خوبه هنوز!) واقعا بی سواد هستن.

شادمانه

مهم نفس شرکت در ازمون بوده، امیدوارم اونقدر از درس خوندن لذت برده باشی که بازهم درازمون شرکت کنی