صد و شصت - آقای دکتر سبز

با جمعی از دوستان رفته بودیم بیرون . رسیدیم به یک جای خوش آب و هوا از ماشین پیاده شدیم و داشتیم دور و بر رو نگاه میکردیم که یک آقای دکتری از دوستان شروع کردند به جمع کردن هر چی آشغال از روی زمین بود و یک جا جمعشون کردن و آتیشش زدن . من با تعجب نگاه کردم دیدم ، کیسه و بطری پلاستیکی ،‌ دستمال کاغذی ، قوطی نوشابه و هرچی پیدا کرد رو ریخت توی این آتیش ،‌هوا هم سرد نبود که آتیش لازم باشه . بهش گفتم چی کار میکنی ؟ گفت من هر جا میرم طبیعت اونجا رو تمیز تر از قبل تحویل میدم . هرچی آشغال گیر میارم آتیش میزنم و اونجا رو تمیز میکنم . گفتم آخه این پلاستیکها چی ؟ گفت اونها هم میسوزه نگران نباش . دیدیم بعله ، پلاستیکها سوخت و نه بوی بدی داشت و نه دود خاصی ،‌ قوطی ها نوشابه هم جمع شدند و احتمالا بعدا پروسه زنگ زدنشون و برگشت به طبیعتشون راحت تر انجام میشه ،‌ بقیه آشغالها هم که تبدیل به خاکستر شدند .

دوتا مورد داشت این قضیه : اول اینکه یک آدم اینقدر مسؤوله که هر جا میره شروع میکنه به آشغال جمع کردن که اونجا رو تمیز کنه . این درصورتیه که یک عده آدم این آشغالها رو ریختند و رفتند و به روی خودشون هم نیاوردند که آشغالهاشون رو با خودشون ببرن .

دومین مساله که برام جالب بود این بود که معمولا هر چی دکتر دیده بودیم به شدت خودشون رو نژاد برتر میدیدن و حاظر نبودن خم بشن خاک کفششون رو بتکونن ،‌حالا یک آقای دکتر که با رتبه (حدودا) ١۵ در کنکور سراسری قبول شده و فوق تخصص هم گرفته توی طبیعت خم میشه و آشغال جمع میکنه . واقعا کارش قابل تقدیره .

/ 3 نظر / 4 بازدید
معین

سلام پست های جالبی تو وبلاگتون نوشتین. بعضی پست ها مثل پست "فقر" واقعاً بی نظیرن. حیفم اومد نظر ندم. فقط می تونم بگم عالی می نویسین. همین! موفق و پاینده باشید.

باد صبا

دست اون آقای دکتر درد نکنه. دیگه شرایط مساعده که بنویسم حاج خانم دستتون درد نکنه با این مطلب خوب وبلاگتون.

تاکاشی

آدمهای اینجوری این مملکت نیاز داره واقعا!!!