281 - مسافرت و ....

1- مسافرت رفتیم به یک شهر کوچیک و خوش آب و هوا . همه چیز خوب بود و خوش گذشت .

2- توی این مسافرت مسئولیت آشپزی نداشتم ، دسترسی به اینترنت نداشتیم . تلویزیون هم فقط مال ایران بود که میونه ای باهاش نداشتیم . از بیکاری نشستم کلی کتاب خوندم . به این فکر کردم که درس خوندنی که برای کنکور کردیم هنری نبوده وقتی ماه واره و اینترنت و فیس پوک و موبایل و مسیجی در کار نبوده . به بچه های الان باید آفرین گفت که که با این امکانات درس هم میخونن .

3- برای کمک در کار خونه و البته بیشتر برای اینکه بچه ها خونه تنها نباشن یک آگهی دادیم توی روزنامه . اعصابی تا الان ازم خورد شده که نگو . کلی آدم زنگ زدند و خیلیها خواهش  و منت که شما کار ما رو ببینی حتما استخداممون میکنی و از این حرفها . بعد با چند تاشون قرار مصاحبه گذاشتیم . بعضیها دیر اومدند که باز هیچی اما سه نفر کاملا ما رو گذاشتند سر کار و نیومدند . آخرین نفر درست شب قبل از مسافرت بود که کلی کار و خرید برای مسافرت و اینا داشتیم . پیاده رفتیم بیرون و با کلی دوندگی خودمون رو رسوندیم خونه که اگه اومد پشت در نمونه و خانم نیومد . دوبار به موبایلش  زنگ زدم خاموش بود . خودش خواسته بود به خونه اش زنگ نزنم . اما وقتی دیر شد و ما میخواستیم دوباره بریم بیرون به خونه زنگ زدم خودش گوشی رو برداشت . گفتم شما نمیاین ؟ گفت نه برام مهمون رسید . گفتم نمیشد تلفن بزنین و بگین که من توی این همه کار و گرفتاری علاف نشم ؟ گفت میخواستم زنگ بزنم اما اصلا ساعت رو نگاه نکردم !!! حالا یک همچین آدمی میخواد بیاد سر کار و مسوولیت قبول کنه . باهاش هم که تلفنی حرف میزدم میگفت که خیلی به پول احتیاج داره ولی حتی حاضر نیست یک مصاحبه کاری بره ، هر روز سر ساعت رفتن که پیشکش .

4-انتخابات نظام مهندسی در پیش هست و نمیدونم چرا شیفتگان خدمت انقدر این دفعه زیاد شدند . دیروز رو شمردم 36-37 تا مسیج تبلیغاتی اومد . رفتم توی سایت یکیشون دیدم یک ائتلاف هست . اتفاقا اونی که هم رشته خودم بود هم دانشکده ایم بود اما یکی دو سال بالاتر . از اونهایی بود که بهش سلام میکردی چند دقیقه میگذشت تا آنالیز میکرد و میفهمید چیه و چند دقیقه هم طول میکشید تا تصمیم بگیره جواب سلامت رو بده . دیگه از این ادم شل و ول تر توی دانشکده نبود . گفتم خدا رحم کنه که این بخواد نماینده من بشه من را به خیر و شما را به سلامت .

 5- قربون همگی

/ 5 نظر / 16 بازدید
دانیال

سلام وقت بخیر راستش را بخواهی نمیدانم چه بنویسم تنها یک حرف یا یک جمله یا ............ چگونه بنویسم که به یاد تو بودم ؟؟؟؟ با نامه ای دگر منتظر روشنایی نگاهتم

باد صبا

سلام امیدوارم خوش گذشته باشه و همچنین امیدوارم همه چی خوب پیش بره [گل]

ویدا

یکی از مشکلات ما ایرانی ها همینه که هم به کار احتیاج داریم و هم اینکه نمی خواهیم زیاد مسئولیت پذیر باشیم همینه که به هیچ جا نرسیدیم .

شادمانه

سفرخوش بگذره ایشالا خوشم می اد شما همیشه دنبال بهترینی، اگهی دادن رو میگم،‌امیدوارم ادم مناسب پیدا کنی بالاخره تو هر رشته یا نظامی باندی هست دیگه