297 - راه زندگی

توی مطب دکتر همینطور منتظر نشسته بودم . یک پسر جوون کنارم بود و با بغلیش حرف میزد از حرفهاش فهمیدم رشته تاتر یا سینما میخونه برای همین سر حرف رو باهاش باز کردم  .

بهش گفتم پسر من در دوره راهنمائی هست و میگه برای شغل آینده اش به بازیگری خیلی علاقه داره تابستون هم یه کلاس بازیگری گذاشتیمش اما واقعا نمیدونم چطور میتونم راهنمائیش کنم . خوشحال شد که دارم ازش راهنمایی میگیرم و دیگه سر حرف حسابی باز شد بعد فهمیدم از این بیشتر خوشحال شده که من به علاقه پسرم اهمیت دادم و منعش نمیکنم . گفت که پدرش سالها از این کار منعش کرده و گفته تو پسری باید خرج زندگی رو بدی و این کار توی ایران زندگی نمیچرخونه  و اون مجبور شده تجربی بخونه و بعد یک رشته ای توی دانشگاه قبول شده و بعد نشسته با پدرش حرف زده که این کار به درد من نمیخوره و من توش موفق نمیشم و بالاخره پدره راضی شده که این انصراف بده و بره سربازی و الان بالاخره رشته تاتر قبول شده و خوشحال و خندون داره میره سر کلاس . بهش گفتم راستش رو بخواهی من هم به عنوان یک مادر از این انتخاب پسرم خوشحال نیستم و ترجیح میدادم این کارو دوست نداشته باشه اما الان که میگه اینو دوست دارم علیرغم میل باطنیم میخوام این فرصت رو بهش  بدم که این کارو بهتر بشناسه و بعد با دید باز انتخاب کنه .اما ته دلم میلرزه ، میلرزه از اینکه مثلا بازیگر بشه با زندگی از معمولی پایین تر و بعدش کسانی رو ببینه با استعداد کمتر از خودش رفتند مثلا مهندس شدند یا پزشک شدند و زندگی خیلی بهتر دارن . بعد به ما نمیگه من نمیفهمیدم شما چرا گذاشتید من برم دنبال کاری که که خیلی عاقبت خوبی در این کشور نداره ؟ وای چقدر بچه بزرگ کردن سخته !!!

/ 5 نظر / 17 بازدید
ویدا

منم باهات موافقم . گاهی بهتره جای بچه ها تصمیم بگیریم البته اگه تو تصمیمی که دارن خیلی پافشاری نمی کنن . بقول تو بچه بزرگ کردن خیلی خیلی سخته .

صبور

بچه بزرگ کردن خیلی سخته !

فریبا

سلام مارال جان اولین باره به وبلاگتون می ام و اولین پست رو که خواندم خوشم آمد. خواهر من رشته ریاضی فیزیک دیپلم گرفت در حالی که همیشه میخواست بره هنر پدرم اجازه نمی داد خوب به نوعی ما هم که بزرگتر بودیم همراهیش نکردیم. دو سال کنکور داد رتبه بالای 20 هزار آورد. یعنی هیچ. بالاخره تصمیم گرفتیم حمایتش کنم و رفت هنر کنکور داد شد 180 و دانشگاه هنر اصفهان قبول شد . الان سال اخره و هر ترم معدلش بالای 19 و نیم است و همه استاداش بهش افتخار میکنند. اگر چه پدرم هنوز ناراضیه اما چون علاقه داره با پشتکار درس میخونه شاید اگر از اول بهش اجازه داده شده بود الان فوقش هم گرفته بود و داشت دکترا میخوند اما اصرار بزرگترها مبنی بر رشته ریاضی اونو چند سال از درس و دانشگاه و زندگی عقب انداخت. امیدوارم اقا پسر شما هم موفق باشد.

باد صبا

سلام مسئولیت بزرگ و سختی راهنمایی کردن فرزندان امیدوارم کوچولو های شما و همه فرزندان این مرز و بوم آینده ای پر از ارامش و شادی داشته باشند و کار و مشغله شون رو عمیقا دوست داشته باشند. [گل]

شادمانه

هرکسی مسئول انتخاب خودشه، اینکه نمیدونستم، یا اینکه چرا نگفتی،‌جوابش اینه که میتونستی تحقیق کنی و بپرسی شاید اشنا کردن با پشت پرده مشهور بودن کمک کنه به اینکه درک بهتری داشته باشه و صدالبته اینکه خودش به این نتیجه برسه که زمینه لازم و بخصوص ممارست و پشتکار رو داره یا نه