دویست و هجده - ادامه مرد و زن

یکی از دوستان به من گفت یک جا یک خانمی فال میگره که عجیب و غریب درست میگه ، منهم به هوس افتادم و با یکی از دوستام قرار گذاشتیم و رفتیم .

محلی که این خانم فال میگرفت ، شاید یک واحد حدود 50 متری در زیر زمین یک منطقه نه چندان گرون قیمت بود .

توی همین 50 متر یک نفر فال میگرفت ، دوتا صندلی آرایشگری بود و یک چرخ و میز خیاطی! چند نفر هم داشتند اونجا کار میکردند .

توی مدتی که منتظر نوبتمون بودیم از این فضا لذت بردم ، خانمی که فال میگیرفت واقعا اندازه یک دکتر مشتری داشت . آرایشگره اصلا دستش خالی نبود . نفهمیدم کی کار خیاطی میکنه اما در کل 4-5 نفر داشتند کار میکردند . توی این زمانی که منتظر بودیم دوست من از فرصت استفاده کرد و یک کار آرایشگری انجام داد . آرایشگره داشت تعریف یک جور ماسک مو رو برای یکی میکرد که منهم خوشم اومد و خریدم ، یک نفر دیگه هم بعدش توی دست من دید و اونهم خرید .

به همین راحتی با برخوردهای خوب و زحمتی که میکشیدند خوب مشتری داشتند . واقعا خوشم اومد .

حالا بریم سراغ فال - تا نشستم جلوی خانم فالگیر ( که ظاهر بسیار معقولی داشت و اصلا اجغ وجغ نبود ) گفت تو اصلا باید مرد میشدی ، منشت و اخلاقات مردونه است و با آقایون بهتر میتونی دوست بشی تا خانمها تعجب . منهم شکل این صورتکه بودم .

تعداد بچه ها و جنسیتشون و ترتیب سنیشون رو همینطور از بر گفت !!! یک چیزی درمورد همسرم گفت که درست نبود و همینطور پیش بینی هایی که در بیشترشون من خیلی خیلی تعجب کردم که چطور مسائلی که توی ذهنم بود رو میگه .

به هر حال کار سطح پائینی کردم رفتم پیش فالگیر میدونم اما باور کنین تفریح خوبی بود و از اون محیط خیلی خوشم اومد و اون توصیفاتی که ازم کرد منو باز برد تو حال و هوای سوال قبلی که البته به توصیه لاله جونم چون نمیخوام معروف بشم و برم تو مسابقه قویترین مردان دنیا او ز مساله بادمجون کوتاه اومدم .

قربون شما

/ 5 نظر / 5 بازدید
باد صبا

سلام ببخشید میشه من اینجا یه نظر بنویسم که یه کم لحن مخالفت داشته باشه؟ اگه خوشتون نیومد پاکش کنید یا خصوصی اش کنید. نوشته تون جالب بود. اما در ادامه حرف خودتون در نوشته قبلی که اگه یه خانمی منطقی رفتار کنه و در برابر دیگرون لوس بازی در نیاره هیچ دلیلی نداره بهش بگن طرف مثل مرد هاست. درستش اینه که بگن طرف خانم محکم و قوی ایه. این فالگیره هم حرفش درست نبوده. ضمن ایادمه شما توی یکی از نوشته های پارسال در مورد فال قهوه و رفتن سراغ فالگیر نوشته بودین که من یادداشت نوشته بودم ک ه نه نرید و خلاصه فکر کنم شما نرفتید. راستش از این نوشته عتون با وجود اینکه جالب بود حالم گرفته شد. درسته که این فالگیره قیافه اش اجق وجق نبوده و اونجا حس تفریح و سرگرمی داشته ولی به نظر من کار درستی انجام ندادید. ما چه خودمون بخواهیم و چه خودمون نخواهیم توی زندگیمون برای دیگران الگوییم. ممکنه الگویه هزار نفر یا ده نفر و فقط یه نفر دیگه. ولی این رفتن به چاهایی ممکنه مجوزی باشه برای رفتن بقیه و تاییدی باشه برای این جور دکان باز کردن ها.

باد صبا (ادامه)

ممکنه یه آدم منطقی که قدرت تفکر قوی ای داره برای تفریح و کنجکاوی بره پیش یه فالگیر. بعد هم یکی دیگه که قدرت تفکر و استدلال ضعیفی داره و برای تصمیم های مهم زندگی به راهنما و مشاور نیاز داره الگو بگیره و بره پیش یه فالگیر نه برای تفریح و کنجکاوی بلکه برای اینکه تصمیم های مهم زندگیش رو بر اساس حرفهای یه فالگیر انجام بده. ببخشید . امیدوارم از یاداشتهای من ناراحت نشید. چون اصلا قصد جسارت یا ناراحت کردن ندارم. ولی فکر می کنم وقتی هزاران راه دیگه برای تفریح و کنجکاوی وجود داره چرا چنین راههایی. مثلا خوندن کتاب درسی و غیر درسی و دیدن فیلم و سریال و رفتن به موزه و مسافرت و دانشگاه و ... اگه لحنم خوب نبود عذر می خوام. موفق باشید و به امید فردایی بهتر [گل] در پاسخ به اونایی که میگن یه خانم محکم و با اراده مثل مرده و حرف اون فالگیره می خواستم بگم من از نوشته های شما اینطور فهمیدم که شما یه خانم بسیار محکم و خوشفکر و قوی هستید با تمام توانایی هایی که یه مادر و همسر باید داشته باشه.

مداد سفید

سلام مجدد لطف کنید ادرس این فالگریه رو بدین خیلی کنجکاو شدم جدی میگم میخوام برم پیشش[لبخند]

مداد سفید

ای بابا من جدی جدی میخواستم برم پیششا [ناراحت]