314 - نذر ، تقاضا از خدا ...

- یه گرفتاری داشتیم که به احتمال 99 درصد میدونستیم حل میشه و مشکلی سر راهش نیست اما کارش خیلی طول کشیده بود و برامون سخت شده بود . کلی براش نذر کردم و یه بار بطور احمقانه پیش فالگیر رفتم و اون گفت این اصلا چیزی نیست و حل میشه و غیره .

چند شب پیش یک خواب خیلی بد دیدم . هم توی خواب احساس بدی داشتم و هم وقتی پاشدم . با خودم گفتم خدا به خیر کنه .

بالاخره جواب کارمون اومد و اون یک درصد احتمال انجام نشدنش به وقوع پیوست و آب پاکی روی دستمون ریخته شد . پنجشنبه و جمعه افتضاحی داشتیم و کلی من و یک کم هم آقای همسر گریه کردیم .

بعد یک روز یک آرامشی تمام وجودم رو گرفت و به خودم گفتم خب حالا چکار کنم کاریه که شده و کلی وقت و هزینه و آرامشمون رو فداش کردیم اما  حالا که نشد دیگه بیخیالش بشو و دیگه زندگیت رو خراب نکن .

به طرز عجیبی بیخیالش شدم و با اینکه هر وقت بهش فکر میکنم دلم برای هزینه ای که دادیم میسوزه اما سعی میکنم بهش فکر نکنم .

زندگی همینه . به ما قول نداده منصف باشه .

/ 4 نظر / 5 بازدید
باد صبا

سلام خيلي متاسفم كه اون مشكل حل نشد و هزينه تون تلف شد. اما خيلي ممنون از اين نوشته اميدبخشتون و اينكه نوشتيد با اين مشكل كنار اومديد. خيلي ممنون رو به خاطر اين ميگم چون اين نوشته تون كلي اميدبخش و آموزش هم داشت. سر بلند و پيروز باشيد. اميدوارم آخر هفته هاتون با آرامش سپري بشه. يعني مطمئنم. سربلند و پيروز باشيد [گل]

lili

ناراحت شدم:(

شادمانه

آفرین، خیلی عالی کنار اومدی خیلی خوبه که این مسئله رو زود بخاطر بیاریم که زندگی به ما بدهکار نیس و بایستی باهاش ساخت ایشالا در سایر مراحل موفق باشی و کامروا