صد و بیست و هفت

١- مرده این کسانی هستم که حتما تو تاکسی باید بشینن دم در در سمت شاگرد . هر کس میخواد پیاده و سوار بشه باید از سد اینا عبور کنه .

از اون بدتر کسانی هستن که میخوان بشینن دم در اما حتما باید بری دم تاکسی و در رو باز کنی تازه یادشون میفته که باید پیاده بشن و به آدم راه بدن سوار بشه . بابا پدرت خوب تو که میدنی باید پیاده بشی خب بشو دیگه حتما من باید در رو برات باز کنم؟!

٢- خب لاله در وبلاگ بارانی خداحافظی کرد . وبلاگ شراگیم هم که فیل هست و مدتهاست نخوندم اما از طریق وبلاگ "گفت و چای" فهمیدم اون هم دیگه نمینویسه . خیلی حیفه . دنیای وبلاگ بدون شما دوتا به خوبی قبل نمیشه . (عجب جمله ادبی ای گفتم خودم کیف کردم )

٣- چقدر حس بدی دارم . آرزوهام در حد پرداخت دیون و بزرگ کردن خونه و ماشین بهتر سوار شدنه . خیلی چیپ شدم . باید داروی ضد چیپی پیدا کنم .

۴- بیست و چهار میبینم آی بیست و چهار میبینم .

۵- یک هفته است اومدم سر کار اما امروز چون همه اومدن حس روز اول کار دارم .

۶- این اراجیف چیه من مینویسم ؟

/ 4 نظر / 4 بازدید
مریسام

در سال جديد بهترينها رو برات آرزو مي كنم[بغل]

پیپ خسته

گفت و چای اشتباه کردهو دست بر قضا شراگیم این هفته دو تا پست جدید داده. ای باب مگه گوگل ریدر ندارید خانم؟[متفکر].حالا یه جوری خودتو از سد فیل رها کن و برو حالشو ببر

شب گلک

نه! دروغ سیزده تبود ننوشتن این شراگیم خان؟! من هم وقتی سریال می بینم اصلا فیلمم نمی آد[عینک]