282 - عذر تقصیر

 1- خیلی گرفتارم ، یک مقدارش به خاطر نداشتن کمکی هست . خیلی خسته میشم اما انقدر این خانمه اذیتم کرد که هنوز زیر بار کمکی گرفتن نرفتم . نه اینکه اصلا نخوام میخوام کسی پیدا بشه که واقعا به دلم بشینه . چون همچین کسی پیدا نشده خودم دارم همه کارههام رو میکنم و کمتر هم اذیت میشم .

2- تازه داره نظم زندگیم میاد دستم . میرم کشوی پسرم رو مرتب کنم میبینم روبالشی و تی شرت دخترم اونجاست . میرم کمد دخترم رو مرتب بکنم میبینم لباس من اونجاست . انقدر قاطی پاتی داریم که همینطور دارم مرتب میکنم .

3- یکی از دوستانم که در حقیقت مادر یکی از دوستان دختر من هست داره از همسرش جدا میشه و چون اصولا چیزی به نام جدایی متمدنانه در این مملکت وجود نداره (در ممالک دیگه وجود داره ؟ ) به شدت درگیر هستند و حسابی بچه هاشون رو درگیر این قضیه کردند و وضع افتضاحی بوجود آوردند که به نظر من هر دوشون مقصر هستند . 

/ 3 نظر / 18 بازدید
باد صبا

سلام و خدا قوت. خسته نباشید. امیدوارم کارا خوب پیش بره. قسمت آخر نوشته تون خیلی ناراحت کننده بود. امیدوارم اگه راهی هست شرایط بهتری برای بچه ها پیش بیاد. سر بلند و پیروز باشید [گل]

ویدا

منم یه مدت به درد تو دچار بودم اما شکر خدا رفع شد . از جاهای دیگه خبر ندارم اما تو ایران کمتر زوجی رو دیدم که موقع جدا شدن منطقی باشن و نیاز بچه ها اولویت اولشون باشه .

ژینوس

سلام وای چقدر سخته از کلمه جدایی متنفرم زندگی آدم بهم میریزه ولی بعضی وقتا واقعا تنها راه همین طلاقه هرچند شنیدن کلمه طلاق گوش هر شنونده ای رو آزار میده انشاا... به حرمت این ماه خداهمه چیزو درست میکنه....