طبابت

١- مدتیه آقای همسر دچار کمر درد شده . جرات نداریم به کسی از آشنا ها اینو بگیم . حتما یک تجویزی میکنه و پیگیر میشه که حتما تجویزش رو انجام بدیم . دیشب یکی از فامیلها میگفت کمر درد ؟ این که چیزی نیست من میدونم دواش چیه ! من : خب دواش چیه ؟ گفت باید بره توی آب راه بره . گفتم دکترش که اینو نگفته . نه من میشناسم کسی رو که اینجوری خوب شده ! میگم اون طرف کمر دردش از چی بود . میگه خب معلومه دیسک بود . میگم آقای همسر گرفتگی عضلانی داره و دکتر گفت الان فقط باید استراحت مطلق کنه . میگه آهان !!! گیریم من خر بودم به زور همسر رو میفرستادم تو استخر . اگه بدتر میشد تو میومدی مسؤولیت قبول کنی ؟ چطور به خودمون اجازه میدیم تو مریضی همسایه و مشکل خانوادگی  فامیل و بحث اقتصاد جهانی اظهار نظر کنیم .

از اون طرف هر وقت پدرم یک مشکلی پیدا میکنه و من بهش میگم برو دکتر بعد میشنوم که گفته برای این دخترم مشکلات من اهمیتی نداره !! اما اگه مثلا برای درد بواسیر و کمر درد و میگرن همشون مثلا بخور شلغم تجویز کنم آدم مسؤولی میشم .

حس همنوع دوستی و دلسوزی خوبه اما این حالت به اغراق کشیده اش مزخرفه .

/ 1 نظر / 3 بازدید
چیک پی

مارال جان راستش من این مسئله‌رو اینجوری تعبیر می‌کنم: مردم ما چون سنتی‌ تر هستند (خیلی‌ جاها اینجورین مثل چین)و از زمان‌های قدیم، دوا درمون گیاهی جزوی از فرهنگ ما بوده و چون مثل امروز دکتر هم به وفور پیدا نمی‌شد و مردم مجبور بودن مشکلات خودشون رو خودشون حل کنن و همچنین آگاهی‌ مردم هم زیاد نبود، واسه همین یه چیز معمول این بود که زمانی‌ که هر کی‌ مشکلی‌ پیدا میکرد، و یا مریض میشد، می‌خواست زایمان کنه،...بقیه با توجه به تجربیاتشون سعی‌ میکردن بهش کمک کنن. حالا یا این راه حل اثر میکرد یا طرف کارش تموم بود.ولی‌ به هر حال این یک وظیفه بوده. حکیم باشی‌ خودمونم از همین افراد مسن تر و مجرب تر بود.خلاصه که این تو فرهنگ ما موند و نسل به نسل هم این اخلاق توی ما رشد کرد و کماکان هم هر چی‌ به عقب برگردید و افراد مسن تر رو ببینید ، متوجه میشی‌ که کمتر دکتر می‌رن و سعی‌ هم می‌کنن که همه جور نسخه واسه کسی‌ که مریض میشه ببندن. البته من خیلی‌ هم مخالف نیستم، چون به هر حال خیلی‌ چیزاش درسته و خیلی‌ چیزاشم مشکلی‌ ایجاد نمیکنه اما کاملا بهت حق میدم که کلی‌ عصبانی‌ باشی‌ از دست اون خانومه:)