صد و شصت و هفت

١- کاملا به این نتیجه رسیدم که رئیس جدیدم یک چیزیش میشه .

توی ماه رمضون ساعت کاری ما شده تا ساعت سه و ربع . دیروز من تا ساعت یک ربع به پنج شرکت بودم و کارتابلم رو خالی کردم . امروز ساعت هفت و نیم اومدم شرکت و دیدم توی کارتابلم ٣۵ تا نامه است . ای میل نه ها ،‌کارتابل .

البته اگه رئیسم یک چیزیش نشه من به زودی یک چیزیم میشه . ابله

٢- به نظر میاد درز پنجره های خونه ما باز هستند . به چشم نمیاد اما الان که پای کامپیوتر هستم تا حالا سه تا پشه رو با دست خالی کشتم و یکی دیگه هم داره دور سرم عربی می رقصه . این همزیستی غیر مسالمت آمیز رو دارین که !

3- امشب به یک مسافرت میریم . مسافرتی از روی اجبار . یک هفته ای نیستم . احتمال زیاد از اونجا هم میتونم متصل بشم به اینترنت اما خیلی قول نمیدم روی من حساب نکنین عینک

4- چقذه کار دارم .

5- چقدر قشنگه که یکی از خواننده ها میاد سر میزنه و وقتی کامنتی هم نداره یک گل  میگذاره و کلی خوشحالم میکنه. خیلی ممنونم باد صبای عزیز .

6- عزت همگی زیاد .

 

/ 4 نظر / 3 بازدید
باد صبا

سلام شما لطف دارید. خواهش می شود. امیدوارم سفر خوب و موفقی داشته باشید. [گل]

لاله

مسافرت خوش بگذره، اجباری و اختیاری فرق نمیکنه، حالا که داری میری سعی کن نهایت لذت رو ببری.

باد صبا

اميدوارم همه چي رو به راه باشه. نوشتن پست وبلاگ از دور دورا خوبه ها